طراحي و ساخت آبسردکن لحظه اي
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
صنعتگر مبتكر ايراني از ساخت دستگاه آبسرد کن آني خبر داد كه به گفته وي به عنوان نسل جديد آبسردكنها با عدم نياز به مخزن انباشت آب، ضمن كاهش خطر آلودگي آب در اثر انباشت و جلوگيري ازاتلاف آن، ميزان برق مصرفي را نيز تا يک چهارم دستگاههاي آبسردكن رايج كاهش ميدهد.
آب سرد كن آني با استفاده از يک منبع سردکننده، اقدام به ذخيره برودت به صورت آب و يخ مي کندو سپس آب ويخ حاصل با حرکت درمدار(Circulation) عمليات تبريد آب مصرفي را در يکمبدل فشرده به صورت لحظهيي به انجام ميرساند. در نتيجه اين دستگاه به مخزن انباشت آب براي خنک کردن نياز ندارد.
آبسردکن هاي موجود در سطح شهرداراي مخزن انباشت آب هستند تا بتوانند آب مورد نياز شهروندان را خنک کنند امامقدار ظرفيت آب اين مخزن ها محدود است و چنان چه در زمان مشخصي تعداد زيادي از مردم از اين آب خنک استفاده کنند به تدريج با کم شدن آب خنک مخزن،آب خروجي گرم خواهد شد.
از سوي ديگر مخزن اين نوع آبسرد کن ها به گونه اي تعبيه شده است که امکان دسترسي و نظافت آن ها وجود ندارد. اين نقيصه موجب شده تا مخازن آبسرد کن هاي موجود، محل مناسبي براي تجمع حيوانات موذي و بيماري زا از جمله موش، سوسک و حشرات شود به طوري که بعضا پس از پايان دوره گرما که آبسردکنها خاموش مي شوند تا شروع دوره بعدي گرما رسوب گيري و ميکروب زدايي نشده و علاوه بر اين در مدت زمان مورد استفاده نيز عمليات نظافتي بر آن ها صورت نمي گيرد.
نکته ديگري که بايد مورد توجه قرارداد هدر رفتن آب در فرصت هاي زماني استفاده از آب سرد کن هاي موجود است به اين دليل که اگر چند ساعتي از آب اين دستگاه ها استفاده نشود، آب موجود در مخزن آن چنان خنک مي شود که کمتر کسي قادر به نوشيدن آن خواهد بود.درنتيجه آب خروجي از دستگاه به دليل غير قابل استفاده بودن دور ريخته مي شود و ديگر آنکه با برداشت مکررآب، آب مخزن گرم شده و مراجعان بعدي هم با امتناع از خوردن آب گرم آن را دور مي ريزند. حال آن كه کشور ما به دليل شرايط جغرافيايي و ميزان اندك بارش از مشكل کمبود آب رنج مي برد و لذا مصرف بهينه آب و برق موضوعي نيست که به راحتي بتوان از کنار آن گذشت.
.
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
نويسنده:
سيد جعفر فاطمي نوش آبادي
مصرفگرایی و اسراف در نقطة مقابل مصرف بهینه قرار دارد.
فرهنگ سازی ، اطلاع رسانی و سیاستگذاری امور مربوط به انرژی
شاید بتوان گفت مهمترین عاملی که باعث شده اتلاف انرژی در کشور ما سرانه مصرفی بالایی داشته باشد، نبود آگاهی و فرهنگ سازی مناسب در این بخش است.
بدون شک کشورهای موفق و پیشرفته ، بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در زمینه مصرف بهینه انرژی را مهمترین عامل به وجود آورنده عزم همگانی در کاهش مصرف انرژی دانسته اند و استفاده از رسانه های عمومی از قبیل رادیو، تلویزیون و روزنامه ها را به عنوان ابزارهای بسیار کارآمد در این زمینه ذکر کرده اند. اغراق نیست اگر بگوییم اولین و مهمترین گام درباره بهینه سازی مصرف انرژی در کشور بالا بردن سطح آگاهی های مردم و فرهنگ سازی است. بر این اساس ، با توجه به نقش و اهمیت این موضوع تلاش شده است ، پیشنهادها و راهکارهای مناسبی که با اجرای آنها بتوان اصول مصرف و فرهنگ بهینه سازی و بهره وری انرژی را در جامعه ایرانی نهادینه کرد، ذکر شود. اهم این پیشنهادهاعبارتند از:
اعمال مقررات ملی ساختمان و اجرای آیین نامه 2800به همراه رعایت اصول مبحث 19مقررات ملی ساختمان / بازنگری آیین نامه ها و قوانین شهرسازی با ملحوظ نظر قراردادن مساله بهینه سازی و اتلاف نکردن انرژی / تلاش در جهت تحقق اصول بهره وری از طریق ادارات و سازمان های دولتی و خصوصی در کشور / توسعه دولت الکترونیک و جلوگیری از سفرهای غیرضروری شهری / حرکت از کثرت به وحدت سازمان های متولی امور انرژی کشور/ استفاده از منابع تجدیدپذیر و پایان ناپذیر انرژی / جایگزینی منابع ایمن ، ارزان و پاک انرژی از قبیل انرژی هسته ای با سوختها و منابع فسیلی / معرفی دوره ای سازمان ها و ادارات نمونه در موضوع صرفه جویی در مصرف انرژی / اعطای تسهیلات و مشوقهای مادی به واحدهایی که در حد متعادل و کمتر انرژی مصرف می کنند/ جلوگیری از برقهای غیرمجاز و سوئاستفاده ها/ نصب کنتورهای چند تعرفه و اعمال نرخهای متفاوت برای ساعات عادی و اوج مصرف برق / مراجعه بازرسان انرژی به منازل و ادارات برای بررسی و تحقیق درخصوص اتلاف انرژی (بازرسی انرژی )/ راه اندازی گروههای ثابت و سایر آموزش بهینه سازی مصرف انرژی در سطح شهر (اتوبوس های ثابت و سیار)/ ترویج فراخوان های عمومی در جهت فرهنگ سازی برای کاهش مصرف انرژی در کشور/ برپایی نمایشگاه های موقت و دائم بهینه سازی و اصول مصرف انرژی / برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت برای مدیران و مسوولان بخشهای صنعتی و آموزشی / استفاده از تجربیات دیگر کشورهای پیشرو در این زمینه همچنین الگوبرداری از نوع و نحوه برنامه ریزی آنها در مسیر مقابله با اتلاف انرژی /برپایی و راه اندازی کارگاه های آموزشی اصول بهینه سازی مصرف انرژی در سطح کشور/ تهیه بروشور و دفترچه های راهنمای بهینه سازی و مصرف انرژی و پخش مناسب و گسترده آن در مدارس و مراکز آموزشی /درج اطلاعات ، پیشنهادها و پیامهای آموزشی مربوط به امور انرژی روی قبوض برق و گاز /ارسال پیامهای آموزشی از طریق سرویس پیام کوتاه (SMS)/ پخش انیمیشن و تیزرهای جذاب و پرمحتوای تلویزیونی درخصوص آموزش و یادگیری اصول مصرف بهینه انرژی (مانند پخش برنامه داوود خطر و سیا ساکتی به منظور یادآوری مفاهیم ، مبانی و مخاطرات در آموزش راهنمایی و رانندگی)/ نمایش اطلاعیه ها و پیامهای آموزشی روی بیلبوردهای تبلیغاتی درون شهری / استفاده وسیع از رادیو، تلویزیون و جراید برای اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی و تقویت فرهنگ مصرف انرژی / گنجاندن مساله بهره وری و مصرف بهینه انرژی در کتابهای درسی دانش آموزان / راه اندازی بانکهای اطلاعاتی به منظور شناسایی ، معرفی و مطالعه نشریات و منابع معتبر بین المللی - حمایت از طرحها و پایان نامه های دانشجویی در مباحث مرتبط با بهبود و بهینه سازی مصرف انرژی - انعقاد تفاهم نامه همکاری با کشورهای پیشرو در مباحث مربوط به بهینه سازی مصرف انرژی - تشویق و حمایت از محققان و مولفان در مباحث مختلف انرژی آینده نگری ایجاب می کند دولت و سازمان های متولی امور انرژی هر چه سریع تر با برنامه ریزی و وضع قوانین و مقررات و آگاه سازی مردم برای مصرف هوشمندانه انرژی و رعایت اصول و نکات فنی به منظور بهره وری و بهینه سازی مصرف انرژی بیش از پیش گام بردارد تا این هدف مهم ملی محقق شود.
نقش سيستم هاي مديريتي در اصلاح الگوي مصرف
مشکلي که امروزه ما درباره اصلاح الگوي مصرف با آن مواجه هستيم در حالت اول نبود شناسايي و اطلاعات کافي درخصوص فعاليت هايي است که نيازمند اصلاح الگو هستند. در حالت دوم نحوه چگونگي اصلاح اين الگو، در مواقع پايين بودن راندمان آن فعاليت است. براي حل اين مشکلات چه بايد کرد؟ آيا در اين حالت سيستم هاي مديريتي و استانداردهاي روز دنيا از جمله ISO9001:2008 مي تواند در اين زمينه به ما کمک کند؟استانداردهاي مديريتي از جمله استانداردهايISO9001:2008، استانداردهايي هستند که چه در بخش صنعت و چه در بخش خدمات و حتي خانواده ها کاربرد دارند و به طور کلي هر کس و در هر موقعيتي مي تواند از آن بهره ببرد، به طوري که حتي يک راننده تاکسي نيز توانسته در کشور ايتاليا آن را دريافت کند.يکي از اهداف مهم اين استاندارد که نقش مديريتي را در خانواده ها، سازمان ها و جامعه ايفا مي کند، افزايش بهره وري و راندمان در بخش هاي مختلف يک خانواده، سازمان و در نهايت جامعه است که در حقيقت بهينه سازي منابع و در نهايت و در صورت نياز اصلاح الگو را بيان مي کند.براي آشنايي بيشتر با اين استاندارد و نقش آن در اصلاح الگو از توجه و تمرکز اين استاندارد، جهت شناسايي فرآيندها در خانواده ها، سازمان ها و جامعه شروع مي کنيم. اين استاندارد در آغاز تاکيد بر اين دارد که ابتدا بايد فرآيندهاي موجود در خانواده ها و سازمان ها شناسايي شوند سپس تعامل و تعالي آنها مشخص شود. حال فرآيند چيست؟از ديدگاه استاندارد هر فعاليتي که از پاره يي منابع انساني و نرم افزاري و در کنار آن سخت افزاري استفاده کند و داده ها را به عنوان اطلاعات ورودي پردازش و به نتايج خروجي تبديل کند، فرآيند گفته مي شود. ما فرآيند را با يک مثال ساده در خانواده ها تشريح مي کنيم و آن هم عمليات گرم کردن آب مورد نياز براي مصارف داخلي يک واحد ساختماني است که ما آن را مي توانيم به عنوان يک فرآيند در نظر بگيريم. ورودي اين فرآيند آب سرد بوده و در نهايت با عمليات و پردازشي که صورت گرفته، آب گرم به صورت خروجي به وجود آمده است. هر فرآيندي يک هدف را دنبال مي کند و همچنين هر فرآيندي بايد از پاره يي منابع استفاده کند تا بتواند عمليات و پردازش را انجام دهد و منابع نيز خود مي توانند به دو صورت 1- منابع سخت افزاري و نرم افزاري 2- منابع انساني تقسيم بندي شوند. درخصوص فرآيند مذکور، منابع سخت افزاري وجود يک شوفاژخانه و تاسيسات آن يا آبگرمکن است و درخصوص منابع نرم افزاري مي توان به نحوه تنظيمات اين وسايل اشاره کرد و همچنين در مورد منابع انساني مي توان به فردي که راه اندازي و نگهداري اين سيستم را بر عهده دارد، اشاره کرد.در مرحله اول ما اين فرآيند را شناسايي کرده ايم زيرا فعاليتي است که ورودي و خروجي داشته و از پاره يي منابع نيز استفاده مي کند. وليکن کار ما در اين مرحله تمام نمي شود، زيرا هنوز بهره وري و راندمان اين فعاليت مشخص نيست.براي اين کار بايد شاخصي مشخص شود و پيرو آن شاخص فرآيند مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. ذکر اين نکته بسيار ضروري است که انتخاب شاخص بسيار مهم است، به طوري که نتايج آن در تصميم گيري ما موثر است. ما مي توانيم يک يا چند شاخص را براي يک فرآيند در نظر بگيريم. به عنوان مثال براي فرآيند مذکور مي توانيم شاخص مقدار ليتر آب گرم شده (60 درجه سانتي گراد) در طول يک ماه را در نظر بگيريم. نکته مهم اين است که آيا اين شاخص مي تواند به فرآيند ما کمک کند؟ در حالت اول ما به هدف فرآيند يعني گرم کردن آب به 60 درجه رسيده ايم و ورودي ما به خروجي تبديل شده است وليکن با چه قيمتي و صرف چه منابعي؟اين حالت مبهم به ما نشان مي دهد انتخاب شاخص فرآيند ما درست نيست، به طوري که کمکي به اندازه گيري فرآيند و تحت کنترل درآوردن آن نمي کند لذا بايد شاخص مورد نظر را تغيير دهيم. در اين حالت مي توانيم از شاخص مقدار ليتر آب گرم شده نسبت به انرژي مصرف شده (سوخت گاز و“) در طول يک ماه استفاده کنيم. که در اين حالت هر چقدر مقدار عددي شاخص ما کمتر باشد، ما به نتيجه بهتري در فرآيند رسيده ايم ولي اگر مقدار عددي شاخص فرآيند بيشتر از حد نرمال و طبيعي باشد (اين حالت و عدد نرمال را مي توانيم در طول روند چندماهه به دست آوريم يا از مقاديري که ديگران با تجربه و تحقيق به دست آورده اند استفاده کنيم) بايد الگوي مصرف را اصلاح کرد، زيرا از حد طبيعي خارج شده است. بنابراين در حالت اول انتخاب شاخص مهم است و در حالت دوم تجزيه و تحليل و پايش روند آ ن در طول يک زمان مشخص.با مثال ساده فوق به اين نتيجه مي رسيم که با انتخاب يک شاخص مناسب در هر فرآيند مي توانيم آن فرآيند را تحت کنترل درآوريم و در حالت هاي نامناسب آن را اصلاح کنيم.طريقه اصلاح الگو نيز از مواردي است که نياز به بررسي دارد. به عنوان مثال يکي از دلايلي که ممکن است افزايش عددي شاخص مثال گرم کردن آب را داشته باشيم، روشن ماندن شوفاژ خانه و آبگرمکن در مواقع غيرضروري و زماني که خانواده ها بيرون از منزل هستند، باشد يا دلايل ديگر. از اين گونه فرآيندها در خانواده به مثال هاي زيادي مي توان اشاره کرد از جمله فرآيند خريد که يکي از ورودي هاي آن مي تواند مقدار اقلام مورد نياز در خانه و خروجي آن مقدار مواد و اقلام خريداري شده باشد. براي انتخاب شاخص به اين نکته توجه کنيد که در بعضي از خريدها از جمله نان اسراف هاي زيادي مي شود، زيرا بيشتر از مقدار مورد نياز خانواده خريد صورت مي گيرد و در نهايت مقدار اضافه فاسد شده و بايد دور ريخته شود. از مواردي که بايد به آن اشاره کرد و آن را در نظر گرفت، مدارک و سوابق پشتيبان در هر فرآيند است، به طوري که در مثال يک اين مدارک و سوابق پشتيبان دستورالعمل و روش هاي کار با آبگرمکن يا شوفاژخانه است و در مثال دو ليست مقدار مواد خريداري شده است.با الهام گرفتن از اين گونه استانداردهاي مديريتي از جملهISO9001:2008 به راحتي مي توانيم فرآيندهاي موجود در خانواده را شناسايي کنيم، سپس براي فرآيندهاي مشخص شده شاخصي را در نظر بگيريم و آن شاخص را مورد تجزيه و تحليل و پايش قرار دهيم و در صورت روند و مقدار نامناسب آن فرآيند را اصلاح کنيم که همان اصلاح الگوي مصرف است. اين استانداردها را مي توانيم براي هر سازماني بسط و گسترش دهيم، به طوري که هم اکنون در خيلي از سازمان ها در حال اجرا است وليکن تنها چيزي که در اکثر سازمان ها رعايت نمي شود مبحث تجزيه و تحليل آن و در صورت بروز مشکل و روند نامناسب، يافتن راهکارهاي مناسب است.
علي جلالي چايخانسري
مدرس دانشگاه
منبع: http://bazyab.ir
الزامات و راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف
به اعتقاد يك متخصص اقتصاد كشاورزي، اصلاح پايدار الگوي مصرف در بخش آب و كشاورزي بايد با حفظ و ثبات درآمد و سطح توليد كشاورزي مقارن باشد.
به گزارش ايسنا، مساله مهم در اصلاح الگوي مصرف آن است كه تا چه اندازه جامعه آمادگي پذيرش آن را در مصاديق مختلف و تا چه اندازه دولت و مسئولان دولتي و برنامهريزان توان پذيرش و ايجاد ظرفيت براي اين اصلاح را دارند؟ بهطوري كه اگر اين دو امر مهم بتوانند در يك راستا قرار بگيرند، ميتوان اميدوار بود در يك دوره زماني ميان مدت، شاهد تحقق اصلاح الگوي مصرف باشيم.
دكتر محمود دانشور كاخكي با بيان اينكه يكي از مهمترين راهكارها در شرايط بحران اقتصاد جهاني، اصلاح الگوي مصرف است، ميگويد: تحقق اصلاح الگوي مصرف واقعي و نه شعاري و تبديل شدن به يك جامعه اصلاح شده در الگوي مصرف، نيازمند يك دوره زماني 5 ساله است. بنابراين بايد مشخص شود اصلاح در الگوي مصرف شامل چه زمينههايي ميشود؟
دانشور با بيان اينكه هر نوع اصلاح الگوي مصرف چه در سطح خرد و چه در سطح كلان اقتصادي تابع دو مولفه اساسي است، تصريح ميكند: در مرحله اول اقبال عمومي و پذيرش جامعه و مردم اهميت دارد. چراكه از يك مصرفكننده يا توليدكننده كشاورزي كه براي توليد يك محصول، چهار برابر مقدار لازم، آب و نهاده مصرف ميكند، نميتوان انتظار داشت به يكباره مصرف آب و نهاده خود را اصلاح كند. چنين مسالهاي قطعا به يكباره امكانپذير نيست، مگر آنكه شرايط از لحاظ ذهني و جامعه شناختي شهري، روستايي و مردم آماده شود و اين آمادگي و پذيرش جامعه زمانبر است.
هماكنون در مصاديق مختلف رفتاري و برنامهريزي شاهد اسرافهاي بيرويهاي هستيم. بنابراين آمادگي براي حل اين مساله نيز نيازمند زمان است و بنابراين به نظر ميرسد نميتوان در طول يك سال اقدام موثري در زمينه اصلاح الگوي مصرف انجام داد، مگر آنكه زمينه اين دو مولفه آماده شود كه در نهايت اگر اصلاح الگوي مصرف به باد فراموشي سپرده نشود، در يك بازه زماني ميان مدت حداقل 5 سال ميتوانيم به يك حركت اصولي دست پيدا كنيم.
دانشور ميگويد: اين مساله بايد از بالاترين سطوح برنامهريزي، در تيمهاي كارشناسي مورد واكاوي و بررسي قرار گيرد. بنابراين نميتوان همه وظايف را به مردم حواله داد و اين اقدام در حركت اول بايد از سوي سياستگذاران اقتصادي و برنامهريزي آغاز شود.
بيشترين اسراف نگرانكننده در سطح كشور بخش انرژي و استفاده از سرمايههاي ملي است. انرژي در مرحله اول به بخش آب مربوط ميشود و آب به عنوان عامل تعيينكننده در شرايط فعلي است.
حدود 80 درصد مصرف آب از 100 متر مكعب، در بخش كشاورزي است كه بيشترين بخش آن نيز از طرق مختلف به غير توليد مولد اقتصادي و ضايعات تبديل ميشود. بنابراين حل اين مشكل نيازمند مدلهاي پيشبيني در مورد وضعيت ذخاير آبي و در نهايت اصلاح رفتار مصرف است.
اين متخصص اقتصاد كشاورزي در اين زمينه ميگويد: هرگونه اصلاح الگوي مصرف در بخش آب و انرژي نبايد با كاهش درآمد توليدكنندگان مصادف باشد كه در غير اين صورت اصلاح الگوي مصرف نتيجهاي ندارد. بنابراين اصلاح پايدار الگوي مصرف در بخش آب و كشاورزي بايد با حفظ و ثبات درآمد و سطح توليد كشاورزي مقارن باشد.
بايد خاطر نشان كرد: اصلاح الگوي مصرف در بخش آب متضمن برنامهريزي در مورد پيشبيني بارندگي و نزولات جوي و ذخاير آبي و بررسي درمورد الگوي توليد كشاورزي با توجه به مزيتهاي نسبي براساس مناطق مختلف جغرافيايي و اقليمي با محوريت آب است. در اين صورت ميتوان به يك الگوي توليد مطلوب در بخش كشاورزي با محوريت آب و اصلاح الگوي مصرف رسيد.
در همه زمينهها بايد زمينه اقبال عمومي را آماده كرد و برنامهريزان دولتي را سامان داد. بازده سرمايهگذاريها با مصرف حداقل نهادهها بايد به يك حداكثر برسد و زماني ميتوان به يك اقدام عملي، اصولي و واقعي و پايدار در زمينه اصلاح الگوي مصرف رسيد كه اقدامات ما مبتني بر نتايج مطالعات علمي و تيمهاي كارشناسي باشد كه در نهايت نتايج را در اختيار برنامه ريزان دولت قرار دهند.
دانشور ميافزايد: اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان در تمام موارد بايد براساس يك نظام برنامهريزي مدون و مشخص ملي از طريق تشكيل هستههاي مطالعات منطقهاي صورت گيرد كه دانشگاهها به عنوان هدايتكننده و مسئول تيمهاي كارشناسي قرار ميگيرند تا در يك دوره
ميان مدت، شاهد حركت خوبي در زمينه اصلاح الگوي مصرف باشيم و بدون شك در طول يك سال تحقق اين امر صرفا در حد شعار و دور از واقعيت و ذهن است.
اين متخصص كشاورزي درباره اهميت آموزش كشاورزان در زمينه اصلاح الگوي مصرف گفت: كشاورزان جزء جامعه هستند و بايد اين آمادگي در آنها ايجاد شود.
حد مصرف نهادهها بايد در الگوي كشت فعلي بررسي و در آمد حاصل از مصرف نهادهها مشخص شود. همچنين اصلاح الگوي كشت و مصرف آب بايد از طريق منطق اقتصادي و جامعه شناختي روستايي و آموزش كشاورزان، براي آنها و از سويي مصرفكنندگان و مردم تبيين شود تا آنها بپذيرند اصلاح الگوي مصرف و رفع ضايعات در وهله اول به نفع خودشان است.
راهکارهای اصلاح الگوی مصرف
در حقیقت مصرفگرایی عامل تخریب رشد، توسعه و از بین رفتن منابع ملی است. مصرفگرایی از یک نگاه به معنی مصرف نامتعارف است که نیاز فیزیکی فرد را برطرف نمیسازد، بلکه نیاز کاذب فرد یا افراد را که گاهی به تقلید از دیگران، تبلیغات، شرایط مادی یا تغییرات ساختار جامعه ایجاد شده، برطرف میسازد. مصرفگرایی در نگاه عالمان دین نیز در همان معنی لغوی اسراف استعمال شده است و هر گونه بیهودهگرایی، زیادهروی و اتلاف و مانند آنها را اسراف میدانند.
امام علی (ع) در این باره میفرمایند: «اَلا وَ اِنَّ إعْطاءُ الْمَالِ فی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذیرٌ وَ اِسْرافٌ؛ آگاه باشید که خرج کردن ناحق، حیف و میل و اسراف است.» کتاب آسمانی قرآن نیز در آیة 141 سورة انعام در مورد اصلاح الگوی مصرف و مصرف بهینه میفرماید: «کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ اِذَا أَثْمَرَ وَ اتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حِصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ؛ و از آن میوه هنگامی که به ثمر مینشیند، بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید و اسراف نکنید که خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد.»
علامه طباطبایی (ره) در توضیح عبارت «لا تُسْرِفُوا» نوشته است: معنی «و لا تُسْرِفُوا» این است که در استفاده از این میوهها و غلات از آن حدی که برای معاش شما صالح و مفید است، تجاوز نکنید. درست است که شما صاحب آن هستید، ولی نمیتوانید در خوردن و بذل و بخشش آن زیادهروی کنید یا در غیر مصرفی که خدا معین فرموده، به کار ببرید. مثلاً در راه معصیت خدا صرف نمایید و همچنین فقیری که از شما میگیرد، نمیتواند در آن اسراف کند و آن را تضییع نماید. پس مفهوم آیه مطلق است و خطاب آن شامل همة مردم میشود؛ چه مالک و چه فقیر.
بنابر این از این آیة شریفه استفاده میشود که زیادهروی و مصرفگرایی کاری حرام و نکوهیده است. امیرالمؤمنین علی (ع) نیز با احتیاط در مصارف، بهخصوص در مصرف بیتالمال عالیترین نظارت را داشته و در کمال بینیازی در قناعت و سادهزیستی بهترین الگوی مصرف را که همان اعتدال و میانهروی در مصارف بوده، سفارش میکردند و بهشدت اسراف، زیادروی و مصرفگرایی را نکوهش میکردند؛ بهویژه این امر را از والیان حکومتی غیر قابل پذیرش میدانستند.
در این خصوص در نامهای به فرماندار بصره، عثمان بن حنیف مینویسد: «ای پسر حنیف، به من گزارش دادهاند که مردی از سرمایهداران بصره، تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو بهسرعت بهسوی او شتافتی. خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند و کاسههای پر از غذا پیدرپی جلوی تو نهادند. گمان نمیکردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان به سفره دعوت شدهاند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره میخوری؟»
امام خمینی (ره) نیز درخصوص دقت در مصرف و همچنین پرهیز از مصرف بیجا میفرمایند: «حتی مطبوعات باید این را توجه داشته باشند که چیزهایی را که برای ملت مفید نیست، در روزنامهها ننویسند. کاغذ صرف این نکنند. وقت صرف آن نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این بیتالمال مسلمین است. وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است شود. مسئولیت دارد اینها. باید اشخاصی که مقاماتی که هستند، ملاحظه کنند که بهاندازة ضرورت مشاور بگیرند، بهاندازة ضرورت خدمتگزار بگیرند، نه بهاندازة دلخواه و این معنا را باید همة ما بدانیم که دلخواههای ما آخر ندارد.»
بر همین اساس با توجه به نهی شدید مصرفگرایی و اسراف در دستورها و تعالیم اسلامی میتوان چنین نتیجه گرفت که بین مصرف و مصرفگرایی در جامعه تفاوت وجود دارد، چرا که مصرف به خودی خود عاملی مؤثر در تولید و رشد و توسعة اقتصادی است و باعث ایجاد تقاضا، عرضه و تولید میگردد.
اما آنچه که مذموم است و باعث هدر رفتن منابع ملی میشود، مصرف نامناسب و نامتعارف یا عدم برخورداری از الگوی صحیح مصرف در جامعه است. این امر باعث مصرفگرایی، زیادهروی و تجملگرایی در جامعه میگردد. لذا فرهنگسازی برای مصرف بهینه و اصلاح همة زمینههای الگوهای مصرفی در کشور از ضروریات اجتنابناپذیر است.
نتایج و پیامدهای مصرفگرایی
تهاجم فرهنگی ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و روانی را در بر میگیرد که روی هم رفتارهای مختلف انسانهای مورد تهاجم خود را با درونی کردن ارزشهای مورد نظر شکل میدهد.
در برخی موارد، تغییر در الگوی مصرف یک کشور و تمایل به تجملات و مصرفگرایی از اهداف تهاجم فرهنگی است که با تغییر در الگوهای مصرفی مردم و ظهور گرایشهای تجملی باعث ایجاد جامعه مصرفگرا میشوند. در همین راستا امام خمینی فرمودهاند:
«اکنون بازارهای کشورهای اسلامی، مراکز رقابت کالاهای غرب شده است و سیل کالاهای تزیینی مبتذل و اسباببازیها و اجناس مصرفی بهسوی آنها سرازیر است و همة ملتها را آن چنان مصرفی بار آوردهاند که گمان میکنند بدون این اجناس آمریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمیتوان کرد.»
در چنین وضعی، نشر فرهنگ غربی و استفاده از کالاهای پرزرق و برق خارجی در کشور بهعنوان رسالتی برای متمدن کردن مردم به شمار میآید. به این ترتیب ابزارهایی از جمله وسایل آموزشی، هنری، علوم و فنون، کالاها و خدمات در این راستا مورد استفاده قرار میگیرند. تا «نیازمندی» به غرب و تولیدات آن، از جمله تولیدات فرهنگی در ملتهای جهان پدیدار شود. در چنین شرایطی فرد و جامعة نیازمند، در پی رفع نیاز خویش، به تولیدکنندگان خارجی مراجعه میکنند، زیرا نهتنها امکان تولید و رفع آن نیازها در داخل نیز نیست، بلکه آنچه از غرب میآید، ارزش تلقی شده و تولید داخلی ضد ارزش.
ایجاد این نیازها و رساندن فرد و ملتی به حدی از احساس نیاز که آن را غیر قابل صرف نظر کردن بداند، حتی در مورد نیازهای کاملاً غیر ضروری از مهمترین اهداف اشاعة فرهنگ مصرفگرایی و تهاجم فرهنگی دشمن و همچنین بالاترین سطح موفقیت تولیدکنندگان استعماری و فرهنگزدایی دیگر ملتها است. این تغییر در الگوی مصرف در جامعة اسلامی که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن است، باعث تجملگرایی و زیادهخواهی و حیف و میل بسیاری از منابع ملی میشود. بر همین اساس یکی از پیامدهای مصرفگرایی اشاعة فرهنگ غرب و تخریب هویت ملی و فرهنگ اسلامی و همچنین ورود کالاهای غربی و از بین رفتن بازار برای تولیدات داخلی و فلج شدن این تولیدات میگردد. لذا در چنین شرایطی اصلاح الگوی مصرف تأثیر بسزایی در خنثیسازی تهاجم فرهنگی دشمن دارد.
لذا رهبر فرزانة انقلاب با تأکید بر اصلاح الگوی مصرف، علاوه بر جلوگیری از هدر رفتن منابع و منافع ملی در برابر ترویج فرهنگ مصرفگرایی و تجملپرستی غرب که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن نیز هست، به ضرورت ادامة دفاع فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی غرب اشاره دارد.
از دیگر پیامدهای مصرفگرایی، تأثیرات منفی آن بر فضای معنوی جامعه است. در بسیاری از مواقع، زیادهخواهی و تجملپرستی و مصرفگرایی باعث رواج خودخواهی، رشد روحیة فردگرایی و نادیده انگاشتن اصول اجتماعی و اخلاقی خواهد شد. در این مرحله اندک اندک انسانها به مصرفگرایی خو میگیرند و در مسیری بیپایان در صدد رفع اینگونه نیازهای کاذب برمیآیند. چنین انسانی همیشه نیازمند و در پی رفع نیاز است و به این «آرمان» دل میبازد؛ آنچنانکه گویی در واقع دین تازة او است. چنین انسان مصرفزدهای داوطلبانه برای رفع نیازهای مصرفی خویش، همة زندگی معنوی خود را در سودای رفع نیاز پدید آمده در اثر تبلیغات، چشم و هم چشمیها و ... به فراموشی میسپارد.
بنابر این از مهمترین آثار و پیامدهای اسراف و مصرفگرایی در جامعة اسلامی که میتواند باعث کمرنگ شدن ارزشها و آموزههای دینی و معنوی شود، میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
محرومیت از دوستی خدا: خداوند متعال در آیة 141 سورة انعام میفرماید: «انَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ؛ خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد.»
فساد اجتماعی: از دیدگاه قرآن یکی از آثار پیامدهای اسراف و مصرفگرایی، فساد در زمین است، زیرا هر گونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسیختگی میشود. به تعبیر دیگر سرچشمة فساد، اسراف است. قرآن کریم در آیههای 150تا 153 سورة شعراء میفرماید: «فَاتَّقُوا اللهَ وَ أطیعُونِِِ ¤ وَ لا تُطیعُوا أمْرَ الْمُسْرِفینَ ¤ الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی الاَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ؛ پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید ¤ و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید ¤ همانها که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمیکنند.»
گمراهی و محرومیت از هدایت الهی: یکی دیگر از آثار و پیامدهای اسراف و مصرفگرایی، گمراهی و محرومیت از هدایت الهی است. خداوند متعال در آیة 34 سورة غافر میگوید :«کَذَلِکَ یُضِلُّ اللهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ؛ اینگونه خداوند هر اسرافکار تردیدکنندهای را گمراه میسازد.»
مصرفگرایی در جامعه اثرات مخرب و زیانبار دیگری دارد که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
افزایش واردات: اشاعة فرهنگ مصرفگرایی باعث افزایش تجملگرایی و نیازهای غیر ضروری در جامعه میشود و همین امر نیز باعث سیل ورود کالاهای خارجی جهت رفع نیازهای فرد و جامعة «نیازمند» به تولیدکنندگان خارجی و باعث افزایش واردات و تضعیف تولیدکنندگان داخلی میشود.
کمبود گرایش به سرمایهگذاریهای زیرساختی: در جامعهای که مصرفگرایی به یک فرهنگ تبدیل شده باشد، افراد جامعه دیگر میلی به سرمایهگذاری در بخشهای عمرانی و زیرساختی جامعه که زمانبر است، ندارند و همه بهدنبال سرمایهگذاری در خرید و فروش کالاهای پرمصرف و فعالیتهای زودبازده میروند. به همین دلیل مصرفگرایی باعث کاهش گرایش به سرمایهگذاریهای زیرساختی و عمرانی در جامعه خواهد شد.
راهکارهای اساسی اصلاح الگوی مصرف
آنچه در اصلاح الگوی مصرف و دستیابی به فرهنگ بهینة مصرف در کشور اهمیت دارد، این است که اصلاح الگوی مصرف نیازمند تبیین استراتژی و تعیین خط مشی است تا این اصل به یک شعار تغییر ماهیت ندهد. در واقع لازمة دستیابی به این مهم در کشور، خیزش و حرکتی عمیق از سوی مسئولان و همة آحاد جامعه است. لذا باید همگی این اصل را یک ضرورت دانسته و فعالیتهای خود را در راستای رسیدن به آن برنامهریزی و اقدام نمایند.
آنچه که رهبر فرزانة انقلاب بر آن تأکید میورزند، این است که «همة ما بهخصوص مسئولان قوای سهگانه، شخصیتهای اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی، یعنی اصلاح الگوی مصرف در همة زمینهها، برنامهریزی و حرکت کنیم تا با استفادة صحیح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق برجستهای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حال ها، ظهور و بروز یابد.» بنابراین تأکید رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوی مصرف نشان دهندة این موضوع بهعنوان بستری مناسب برای شکوفایی و دستیابی به اقتدار ملی است. لذا پرهیز از شعارزدگی و حفظ صیانت این اصل موضوع بهعنوان مهمترین عامل در مسیر اصلاح الگوهای مصرفی و همچنین تبیین و تحقق آن، وظیفة اصلی همة مردم و مسئولان به شمار میرود.
فرهنگسازی: یکی از پیشنیازهای این مسیر برای رسیدن به نتیجة مطلوب، زمینهسازی ذهنی و فرهنگی برای اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردی از اعضای جامعه باید بداند که در فعالیتهای خود باید به بهینه مصرف کردن منابع مادی اقدام نماید تا کشور به اهداف سند چشمانداز بیست ساله برسد و شکوفایی در همة ابعاد ملی تحقق یابد. لذا بدون ایجاد فرهنگ این کار و طراحی و تأمین بایستههای آن، بهطور قطع راه به جایی نخواهیم برد، چرا که اصلاح الگوهای مصرف در کشور یکشبه و بهطور ناگهانی و با صدور یک دستورالعمل و بخشنامه عملی نمیشود. لذا فرهنگسازی پایدار بستر اصلی نهضت اصلاح الگوی مصرف است.
مدیریت قوی: داشتن مدیریت مدبرانه و عاقلانة مصرف که مورد تأکید مقام معظم رهبری نیز هست، یکی دیگر از ضروریات اولیة این امر به حساب میآید. مسئولان و متولیان امر با پرهیز از شعارزدگی نباید به برگزاری چند همایش، سخنرانی و چاپ مقاله و کارهایی از این قبیل خود را گرم کنند. لذا وجود مدیریت صحیح و عاقلانه در سطح کلان در جهت هدایت و تدوین و انتخاب یک استراتژی راهبری، طبق نقشة راهی که مقام معظم رهبری ترسیم نمودند، زمینة تحقق این طرح ملی و آیندهساز که حقیقتاً پیشرفت کشور و توسعة عدالت در گرو آن است، از ضروریات اجتنابناپذیر است؟
طراحی ساز و کار: از دیگر پیشنیازهای اصلی در مسیر اصلاح الگوی مصرف، ترسیم اهداف، ابعاد و راهکارهای رسیدن به موضوع و تعیین شاخصهایی برای سنجش و ارزیابی روند و چگونگی پیشرفت امور است. باید برای جلوگیری از مصرفگرایی و اتلاف منابع و فرصتها و هزینهها در تمامی حوزهها، سند و نقشة راهبردی تهیه و ابلاغ شود. یعنی با تهیة این سند، مدیران، مسئولان و فرماندهان سازمانهای مختلف میتوانند با اجرا و به کارگیری روشها و شیوههای مدون، خود را در مسیر تحقق این اصل مهم قرار دهند.
جلب مشارکت مردم: جلب مشارکت مردم و افزایش آگاهیهای آنان نسبت به مصرف صحیح امکانات و منابع، از دیگر راهکارها در مسیر اصلاح الگوی مصرف است. حقیقتاً اصلاح الگوی مصرف در جامعه از کارهایی انجام شدنی است که هر یک از اعضای جامعه با مشارکت و ملزم نمودن خود به درست مصرف کردن از منابع، منافع عظیمی را برای جامعه حاصل مینماید.
گنجاندن اصلاح در نظام آموزشی کشور به گونهای که هرچه سطح آموزش بالاتر رود، اطلاع و شناخت بیشتری در خصوص درک و ضرورت اصلاح الگوی مصرف در جامعه حاصل شود.
استفاده و بهرهگیری از برنامههای تلویزیونی و رسانهای در راستای اصلاح الگوی مصرف
گنجاندن برنامة اصلاح الگو در برنامة توسعة کشور و مصوبههای دولت؛ یعنی حرکت همة دستگاههای دولتی بهطور مستمر و پایدار درجهت تحقق منویات مقام معظم رهبری
ارائة الگوی آموزشی مناسب و اصولی به مردم از طریق سازمانها و نهادهای ذیربط. مثلاً سازمان برق میتواند از طریق آموزش مصرف بهینه در برگههای قبوض مصرفی مشترکان به ارائة الگوهای مناسب مصرفی در جهت اصلاح مصرف اقدام نماید.
ارائة الگوی مصرفی مناسب عملی اعم از اداری و خصوصی کلیة مسئولان کشور
تغییر در فرهنگ مصرف کنونی و ضد ارزش نشان دادن مصرفگرایی بر اساس ارزشها و آموزههای دینی
مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب در ایجاد فرهنگ ناپسند مصرفگرایی و تجملپرستی با آگاهسازی و تعمیق بینش و بصیرت سیاسی و اسلامی افراد جامعه.


اصلاح الگوي مصرف در كلام رهبري